امروز هیچی نشد ساعت ۶بیدار شدم اما ساعت ۷و ربع رفتم بیرون اخه زمین یخ بود تا ساعت ۱۰بیرون بودم بعد زنگ زدم خونه که بابام بیاد بریم وسایل و بیاریم اما گفت نمیام بعد کلی اصرار اومد و رفتیم اما وقتی رسیدیم اونجا گفت غروب میریم اومدیم خونه و بعد ساعت س دوباره رفتیم رفتن سر بزنن فامیلمون که تصادف کرده بود اما من نرفتم و موندم با سحرم حرف زدیم و بعدش اومدن تو راه از عمد از نزدیک اون مبلمان فروشی رفتم و بعد گفتم بیا بریم بیاریمشون و بعدش اومد رفتیم وسایل و بار زدیم و اوردیم بعد خالیشون کردیم و بعد اومد کرایه ماشین و از من گرفت بعدش گفتم بزاریمشون اتاق و نذاشتن گذاشتنشون کنار حال اما بعد شام خودم گفتم باید ببریمشون که بلند شدن و کمک دادن بعد شد جنگ بازم ب من غر زدن اصلا انگار حرف من حرف نبود میگفتن تو چیکار داری بغد بابام گفت میخوا برم بردمش دلم خیلی گرفته بود ب سحر گفتم ناراحتم اونم زنگ زد خیلی خوشحال شدم از ناراحت شدن دراومدمدراومدم با صداش بعدشم خوابیدم
برچسب: 24 90 eur in usd,24 901 mi to km,24 95 euro to us,24 9th ave,24 90 € to usd,24 901 miles to feet,24 901 miles,24 901 miles to meters,24 93 white pill,24 96,
نویسنده: نیما جعفرینژاد
تاريخ: چهارشنبه
14 مهر
1395 ساعت: 13:50