دلنوشته های خودم

متن مرتبط با «امروز روز تولد توست» در سایت دلنوشته های خودم نوشته شده است

1406 روز

  • نیلوبلاگ

    چه روزگار عجیبیه چه آدمایی وارد زندگیمون میشنچه ساده مارو ترک میکنن ویه کوله باری از خاطره برامون جا میذارننمیگن بعدش با این همه خاطره چیکار باید کردکه نه میشه پاکشون کرد و نه فراموش میشنتازه با یه حرف کوچیک دوباره همشون برات زنده میشنیه لبخند میشینه گوشه لبت و بعدش....دیگه نمیدونی باید با این حال چیکار کنییه حس غریبی میاد سراغت که فکر میکنی برا همه غریبه ایودنبال یه آشنا میگردی یکی که دیگه براش غریبه ایواین غریبه آشنا کاش میدونست که هنوزم آشناست بخوانید...

    ادامه مطلب
  • تولدت مبارک

  • نیلوبلاگ

    1401-03-07 سال ها باید بگذرد تا داغ برخی ها از دل برود، شاید هرگز نرود، داغ بر دل نشسته در دل می ماند عشق راهی است بلد در راه معشوق تو هرگز در دل نمیمیری جز یاد تو ای حسرت شیرین قدیمی باور بکنی یا نکنی از همه سیرم لعنت به بهاری که بدون تو بیاید وقتی تو نباشی به جهنم که کویرم من عاشق این بغض قشنگم به کسی چه؟! گیرم بکند دغدغه ی عشق تو پیرم عشق است که پیرم بکند عشق و بیایی یک بار فقط دست تو در دست بگیرم آن وقت سرم را بگُذارم به زمین و… از شوق بمیرم که بمیرم…...

    ادامه مطلب
  • 930 روز گذشت

  • نیلوبلاگ

    حال دلت که خوب باشد همه دنیا به نظرت زیباست حال دلت که خوب باشد حتی میشوی همبازی بچه ها و چقدر لذت دارد که آدم حال دلش خوب باشد حال دلتان همیشه خوب… چه کنم حرف نگفته زیاد دارم ولی مثل حرف توی دلم ماندی...

    ادامه مطلب
  • ۴۵۲ روز

  • نیلوبلاگ

    می دانی عشق یعنی چی؟ خیال نمی کنم بفهمی هیچکس نمی داند من چه حالی دارم! هیچکس … دلم از تنهایی می پوسید و دردهای ناگفتنی توی دلم تلمبار می شد. آدم عاشق باشد و نتواند به کسی بگوید غم انگیز نیست…؟...

    ادامه مطلب
  • 488 روز

  • نیلوبلاگ

    لعنت به شب های بعد از تو زندگی سخت نیست اگر نفس های تو حس بودن تو عشق تو آرامشی که در بودن تو وجود داشت هنوز هم بود دلتنگ تو تو تو تو...

    ادامه مطلب
  • 506 روز

  • نیلوبلاگ

    روزها با فکر او دیوانهام، شب بیشتر هر دو دلتنگ همیم، اما من اغلب بیشتر باد میگوید که او آشفته گیسو دیدنیست شانه میگوید که با موی مرتب بیشتر تا مرا بوسید گفتم: آه ترکم کن، برو عمق هذیان میشود با سوزش تب بیشتر حرفهایش از نوازشهای او شیرینتر است از هر انگشتش هنر میریزد از لب، بیشتر یک اتاق و لقمهای نان و کمی آغوش او من چه میخواهم مگر از این مکعب بیشتر؟...

    ادامه مطلب
  • ۲۷۰ روز گذشت

  • نیلوبلاگ

    همین خوبهک غیر ار تو همه از خاطرم میرنهنوز گاهی سراغت رو از این دیونه میگیرنهمین خوبههمین خوبههمین خوبهک با این که چشات و روی من بستیتو چن تا خاطره با من هنوزم مشترک هستیهمین خوبه ک آرومی و حس میک...

    ادامه مطلب
  • 279 روز

  • نیلوبلاگ

    می آیی ٬نمی آیی٬ می آیی ٬نمی آیی٬ می آیی ٬نمی آیی . . . نمی آیی . . .تسبیح هم تسبیح های قدیم !!...

    ادامه مطلب
  • 201 روز گذشت

  • نیلوبلاگ

    بعضی آدمها ...ناخواسته همیشهمتهماند!بخاطر سکوتشان،کاری به کار کسی نداشتن شان،خلوتشان،روی پای خود ایستادنشان،و کمک نخواستنشان،بی آزار بودنشان، ...دوست داشتنشان،و از همه بدتر اینکه ؛زودفراموشمیشود خ...

    ادامه مطلب
  • 203 روز

  • نیلوبلاگ

    بعضی آدم ها را نمی شود داشت….بعضی آدم ها اصلا برای این نیستند که برای تو باشند…یا تو برای آن ها!…اصلا به آخرش فکر نمی کنی..آنها برای اینند که دوستشان بداری…آن هم نه دوست داشتن معمولی نه حتی...

    ادامه مطلب
  • 204روز

  • نیلوبلاگ

    تنهاتنهاتنها...

    ادامه مطلب
  • 206 روز گذشت

  • نیلوبلاگ

    خاموشی گرفته امتمام حفره های دلم رافراموشی گرفته امتمام دریچه های فکرم راو آرام مچاله کرده امتمام تو رادر میان مشتممانند کودکی که شاخه گلی رامشت کرده باشددر نزدیک ترین جای ممکنبه قلبش، بهقلبش، به ق...

    ادامه مطلب
  • 208 روز گذشت

  • نیلوبلاگ

    درست مثل چسب زخمگاه باید یهو کند و رفتذره ذره کندنش،پر از عذاب است و دردبقول معروف"پایان تلخ،بهتر از تلخی بی پایان است"...

    ادامه مطلب
  • 6 ماه و 16 روز معادل 196

  • ۲۰۵ روز گذشت

  • نیلوبلاگ

    تلخ ترین اتفاق ها زمانی رخمیدهد که خوشحال ترین اوقات را داریمو شیرین ترین اتفاق ها زمانی رخمیدهد که تلخ ترین اوقات را داریم...

    ادامه مطلب
  • 219 روز گذشت

  • نیلوبلاگ

    تو واسه من عشقی اصلا جز تو به هیشکی هیچ حس نیستبا تو باشم دیگه استرس نیست دلم به تو خوشهحال خوبم از بودنته تو نباشی توی دل من غمتههرچی دوست دارم بگم باز کمته دلم به تو خوشهتو تا آخر عمر واسه منی تو عش...

    ادامه مطلب
  • 237روز گذشت

  • نیلوبلاگ

    بارون بزن که از عالم و آدم بارون بزنکه دوباره شکسته غرورمبارون بزن که نسوزم از آتیش دوریبارون بزن تو برام مث سنگ صبوریبارون نشست عطرتو از شونه هام بازم نشست اشک تو رو گونه هامپاییزی ام از خیابونا بپر...

    ادامه مطلب
  • 166روز گذشت

  • نیلوبلاگ

    خدایاعذاب این نفس...

    ادامه مطلب
  • 185 روز گذشت

  • نیلوبلاگ

    لحظه ای که تورو راهی کردم میدونستم چه گناهی کردم ●♪♫که عذابش جونمو میگیره ●♪♫دوری تو از خودم دورم کرد●♪♫این جدایی بی تو مجبورم کرد ●♪♫که بسازم با غم و تنهایی ●♪♫یادت میفتم با گریه میخندم ●♪♫رو کل دنیا چشمامو میبندم…●♪♫رو هرچی دارم حتی رو آیندم ●♪♫چشمامو میبندم ●♪♫...

    ادامه مطلب
  • 187 روز

  • نیلوبلاگ

    تو برای من نامه بنویسشاید این نامههااندکی از بار رنج و غم من بکاهد.این بهترین وسیلهای ست کهما میتوانیم به واسطهی آنمکنونات قلبیمان را آشکار سازیم......

    ادامه مطلب