» نمایش این صفحه بدین معناست که نویسنده وبلاگ یک مطلب را بصورت رمزدار درج کرده است و برای مشاهده کامل مطلب نیازمند آن هستید که کلمه عبور مرتبط با این مطلب را دانسته و وارد کنید.
برچسب:
نویسنده: نیما جعفرینژاد
» نمایش این صفحه بدین معناست که نویسنده وبلاگ یک مطلب را بصورت رمزدار درج کرده است و برای مشاهده کامل مطلب نیازمند آن هستید که کلمه عبور مرتبط با این مطلب را دانسته و وارد کنید.
برچسب:
نویسنده: نیما جعفرینژاد
» نمایش این صفحه بدین معناست که نویسنده وبلاگ یک مطلب را بصورت رمزدار درج کرده است و برای مشاهده کامل مطلب نیازمند آن هستید که کلمه عبور مرتبط با این مطلب را دانسته و وارد کنید.
برچسب:
نویسنده: نیما جعفرینژاد
قربونت بشم فدات عافیت باشه عزیزم
چرا بدون من رفتی هاااا پس من چی
زهرا اون زخما زیر چشمت و بالا ابروت خوب شدن حتما کرم بزنی
بهشون ها عزیزم
گلاب یادت نره برا کبودی حتما بزار بهش اذیت هم شدی عسل ندارع
بزار خوب بشه فدات بشم
نه نخوردم هنوز نفسم الان میخوا بخورم
برچسب:
نویسنده: نیما جعفرینژاد
برچسب:
نویسنده: نیما جعفرینژاد
برچسب:
نویسنده: نیما جعفرینژاد
من هوای داشتن تو را سال هاست در سر دارم بودن با تو همان حسرت همیشگی من است که عاقبت من را خواهد کشت
برچسب:
نویسنده: نیما جعفرینژاد
مگه میشه آدم خودش براش مهم نباشه
برچسب:
نویسنده: نیما جعفرینژاد
یکم از خودت بگو اگه تو هم دلتنگی اگه مثل من داری با هر شبت میجنگی یکم از خودت بگو اگه تو هم نابودی من که خیلی گفتم از خودم برات تا بودی ای کاش که چشمات منو تنها نمیذاشت قلبت نمیرفت پی دیوونگی هاش ای کاش غرورت رو دلم پا نمیذاشت ای کاش ای کاش ... نیستی غریبم توی دنیا دیوونه تنهاییامو همه شهر میدونه از تو گذشتن دیگه خود جنونه نیستی نیستی ... چرا تو تمام قصه حس رفتن داری تو که کل عاشقانه هاتو از من داری دوری از تو مثل دوری از نفس بی رحمه حال ما رو کی بی غیر ما
برچسب:
نویسنده: نیما جعفرینژاد
دل از سوگ تو نشود خارج تو در دل من غم همیشگی خواهد ماند
برچسب:
نویسنده: نیما جعفرینژاد
تلخ تلخ بود شنیدن صدای تو در اون حالت
چقدر غم دارم چقدر دلم نابوده
صدای تو بود مطمنم صدای تو بود
بابا بابا چشمام خشک شدن تو این دو سه روز
ندیدمت اما مطمنم صدای خودت بود خیلی خیلی حالم بده
کاش سرنوشت ما چیزی جز این بود
کاش میشد کنارت باشم ارومت کنم
نزارم گریه کنی
برچسب:
نویسنده: نیما جعفرینژاد
برچسب:
نویسنده: نیما جعفرینژاد
چه روزگار عجیبیه چه آدمایی وارد زندگیمون میشنچه ساده مارو ترک میکنن ویه کوله باری از خاطره برامون جا میذارننمیگن بعدش با این همه خاطره چیکار باید کردکه نه میشه پاکشون کرد و نه فراموش میشنتازه با یه حرف کوچیک دوباره همشون برات زنده میشنیه لبخند میشینه گوشه لبت و بعدش....دیگه نمیدونی باید با این حال چیکار کنییه حس غریبی میاد سراغت که فکر میکنی برا همه غریبه ایودنبال یه آشنا میگردی یکی که دیگه براش غریبه ایواین غریبه آشنا کاش میدونست که هنوزم آشناست
برچسب:
نویسنده: نیما جعفرینژاد
دلتنگی تنها اتفاق تکراری این روز ها کاش می شد زمان رو به عقب کشید
برچسب:
نویسنده: نیما جعفرینژاد
1401-03-07 سال ها باید بگذرد تا داغ برخی ها از دل برود، شاید هرگز نرود، داغ بر دل نشسته در دل می ماند عشق راهی است بلد در راه معشوق تو هرگز در دل نمیمیری جز یاد تو ای حسرت شیرین قدیمی باور بکنی یا نکنی از همه سیرم لعنت به بهاری که بدون تو بیاید وقتی تو نباشی به جهنم که کویرم من عاشق این بغض قشنگم به کسی چه؟! گیرم بکند دغدغه ی عشق تو پیرم عشق است که پیرم بکند عشق و بیایی یک بار فقط دست تو در دست بگیرم آن وقت سرم را بگُذارم به زمین و… از شوق بمیرم که بمیرم…
برچسب:
نویسنده: نیما جعفرینژاد